سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
255
طب در دوره صفويه ( فارسى )
من تصور مىكنم كه علاوه بر آنچه كه گفته شد احتمالا كتب ديگرى نيز وجود داشتهاند كه دربارهء بيمارىهاى زنان ، امور جنسى و روابط بين زن و مرد بودهاند بههرحال اينك از بحث در اطراف منابع مىگذريم و به تجزيه و تحليل آنچه كه در اين زمينه گردآورى كردهام مىپردازيم . متخصصين علم الامراض ايرانى هميشه بيمارىها را به چهار گروه تقسيم مىكردند : 1 - اختلال مزاج 2 - ورم و قبض 3 - زخم و التهاب 4 - امراضى كه جزو بيمارىهاى سهگانه فوق نيستند درك مفاهيم يك چنين طبقهبندى براى متخصصين امروزى علم الامراض كار سادهاى نيست و ما نيز به بحث در اطراف آن نمىپردازيم و طبق معمول امراض زنان را از دو جنبهء پزشكى و جراحى مورد توجه قرار مىدهيم و سعى مىكنيم تقسيمبندى متخصصين علم الامراض ايرانى را در قالب اين دو جنبه بگنجانيم . اگر اين موضوع را قبول داشته باشيم كه رايجترين بيمارىهاى زنان در دوره صفويه همانهائى بودهاند كه بيشتر دربارهء آنها مطلب نوشته شده است پس بايد بگوئيم كه اختناق رحم رايجترين بيمارى زنان بوده است و اين همان بيمارى است كه مترجمين قرون وسطى اروپا آن را Proefocation Matricis ترجمه كردهاند . اختناق به معنى خفه شدن است و لغت خناق نيز از آن گرفته شده است كه به معنى طناب دار است ، و به اين ترتيب معنى مستقيم آن خفگى رحم مىباشد . در بحر الجواهر كه يك فرهنگ طبى است توضيح طولانىترى مىدهد ( كه از نظر صرفىها باب هشتم فعل خنيق است ) و مىگويد « جلوگيرى از اثرات رسيدن تنفس به ريهها و قلب » كه بر مبناى آن اختنان نفس را مىتوان Dyspnoea و يا sposmodi asma و اختناق قلبيه را Dispnoea و يا Cardiac asthma و بالنتيجه اختناق رحم را Uterine asthma ترجمه كرده اختناق رحم را ثابت بن قره سالها قبل از بر سر كار آمدن صفويه در كتاب خود به نام « ذخيره » تعريف كرده و مىنويسد اختناق رحم ميل و انحراف رحم زن به يك سو است به نحوى كه موجب برهم خوردن سلامت زن مىگردد ، اما نويسندگان بعدى فقط به اين قناعت كردهاند كه به ذكر علل موجبهء اين عارضه ، و علائم و نشانههاى آن ، كه اينك جزو بيمارىها به حساب مىآيد ، بپردازند . در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى اختناق رحم در دو محل مورد بحث قرار گرفته است كه مفصلترين آن در باب « بيمارىهاى رحم » است و پس از آن در باب « صرع و غش » نيز مطالبى در اين زمينه نوشته شده كه به مراتب مختصرتر از نوشتههاى اولى است . در باب بيمارىهاى رحم ، جرجانى توضيح مىدهد كه منشا اين بيمارى در خود رحم است ، چرا